به نقل از رویترز، حدود ۱۸ سال پس از سفر “سوه هون” که در آن زمان یک مقام اطلاعاتی کره جنوبی بود، به کره شمالی برای متقاعد کردن کیم جونگ ایل رهبر سابق کره شمالی برای برگزاری یک دیدار بی سابقه در پایتخت این کشور در سال ۲۰۰۰ میلادی، او اکنون منتظر است تا کیم جونگ اون پسر رهبر سابق کره شمالی به وعده های روز جمعه خود برای خلع سلاح کامل شبه جزیره کره عمل کند. جمعه برای نخستین بار از زمان جنگ دو کره در سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ میلادی، رهبر کره شمالی وارد خاک همسایه جنوبی شد.

کمتر از یک سال پس از آنکه مون جائه این در کره جنوبی به قدرت رسید، سوه هون را به عنوان رئیس سازمان جاسوسی منصوب کرد و گفت: او فرد مناسبی است تا روابط متشنج بین دو کره را احیا کند.

“سوه” سال گذشته پس از انتخاب به این سمت به خبرنگاران گفت: هنوز خیلی زود است که بخواهیم درباره نشست بعدی بین دو کره اظهار نظر کنیم.

“سوه” پیش از این نیز شخصا در سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۷ میلادی زمینه لازم برای برگزاری نشست بین مقام های ارشد دو کره را فراهم کرده بود. سوه ۶۴ ساله به مدت دو سال در دهه ۱۹۹۰ میلادی در کره شمالی زندگی کرده است. وی در آن زمان در طرح مربوط به ساخت یک رآکتور هسته ای به عنوان بخشی از توافق بین المللی ۱۹۹۴ با هدف متوقف کردن برنامه های اتمی کره شمالی، مشارکت کرده بود.

کاخ ریاست جمهوری و سرویس اطلاعاتی کره جنوبی حاضر به اظهار نظر درباره نقش “سوه” در این مذاکرات و نشست بین رهبران دو کره نشده اند.

در ماه مارس نیز او یکی از اعضای هیئت ۱۰ نفره ای بود که به پیونگ یانگ سفر کرد و با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی دیدار کردند. در آن نشست، رهبر کره شمالی نه تنها موافقت خود را برای دیدار با مون اعلام کرد بلکه ابراز علاقمندی کرد تا با دونالد ترامپ نیز گفتگو کند.

این نشست قرار است اواخر ماه می یا اوایل ژوئن برگزار شود. “سوه” بعدا مقدمات سفر مایک پامپئو مدیر سازمان سیا به پیونگ یانگ را فراهم کرد تا با رهبر کره شمالی دیدار کند.

 

مشکلات مثانه از جمله عفونت، بی اختیاری ادرار و بیش فعالی مثانه، سلامت شما را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار می دهد. با این حال بهترین گزینه های غذایی برای افزایش سلامت این عضو بدن از این قرارند:

آب: مصرف آب برای حفظ یک سیستم ادراری سالم و بدون عفونت ضروری است. این مایع حیاتی، برای خروج ادرار کافی و کنترل التهاب موثر است. و از بروز بیماری هایی مانند سیستیت یا عفونت مثانه پیشگیری می کند. با این حال از این نکته غافل نشوید که نوشیدن بیش از حد آب باعث افزایش کار مثانه شده و عملکرد آن را به خطر می اندازد.

هندوانه: مصرف هندوانه برای چند بار در هفته باعث پاکسازی مثانه از سموم ذخیره شده می گردد. محتوای بالای آب و آنتی اکسیدان های موجود در هندوانه منجر به دفع مایعات و ترکیبات اضافه می شود.

چای قاصدک: خواص دیورتیک قاصدک برای از بین بردن عفونت ها و التهاب مثانه، ثابت شده است. مصرف چای قاصدک مازاد مایعات بدن را دفع کرده و به دفع باکرتی هایی که به سلامت مثانه آسیب می زنند، کمک می کند.

پتاسیم: نوشیدنی های غنی از پتاسیم می توانند اثرات محافظتی بر روی مثانه و کلیه داشته باشند. با مصرف این گونه نوشیدنی ها قبل از وعده های غذایی، فرایند هضم بهبود می یابد و حذف سموم سریعتر می شود.

آب کرفس: این نوشیدنی یکی از بهترین راه ها برای بهبود مشکلات مثانه است. کرفس حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین ث، آنتی اکسیدان ها و فیبر است که سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند و قادر به مبارزه با ویروس ها و باکتری ها است. آب کرفس یک دیورتیک و پاک کننده سموم است و هنگامی که آن را با معده خالی می نوشید، سببب تقویت دیواره های مثانه، کاهش التهاب و کاهش میزان رسوب کلسیم می شود.

 


ایران زانتا: افتتاحیه نمایش «بمب گذاری دیسکو قاهره» با حضور هنرمندان سینما، تلویزیون و تئاتر دوشنبه دهم اردیبهشت در تماشاخانه باران برگزار می شود.


به گزارش روابط عمومی نمایش، «بمب گذاری دیسکو قاهره» براساس نمایشنامه ای از الکس برون نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس استرالیایی است که شهرتش بیشتر مرهون نمایشنامه های کوتاهش است که او را به شکسپیر نمایشنامه های کوتاه معروف کرده است. «بمب گذاری دیسکو قاهره» درخشانترین اثر اوست که برای اولین بار توسط پوپک رحیمی در ایران ترجمه شده و در انتشارات سبزان به چاپ رسیده است. این نمایش به طراحی و کارگردانی مسعود میرطاهری و دراماتورژی پوپک رحیمی از ١٠ تا ٢٧ اردیبهشت ساعت ١٩ در تماشاخانه باران به روی صحنه خواهد رفت.



از دیگر عوامل این نمایش می توان به دستیار کارگردان: مهراوه داداشی؛ منشی صحنه: رویا آذر ؛طراح گرافیک: رضا بابا جانی؛طراح صحنه و لباس: تکتم همتی؛عکاس: مصطفی آقامیر و همچنین ناصر ارباب مشاور امور رسانه ای نام برد.

بازیگران نمایش بمب گذاری دیسکو قاهره که همگی از هنرجویان مدرسه متد اکتینگ هستند نیز به ترتیب ورود عبارتند از: بهداد احمدی؛ شهرام آریا؛ علیرضا بهرامی؛ مینا عسگری؛ مهسا بهاری؛ مهرنوش فولادین؛ علیرضا محجوب نیا؛ احسان محسنی و فریبا خدابنده.

نمایش «بمب گذاری در دیسکو قاهره» متشکل از چهار اپیزود مختلف است که ساعتی قبل از سال نوی میلادی را در هر اپیزود خواهیم دید. اپیزود اول با نام «دهنتو ببند» تکلیف دو برادر را میبینیم؛ در اپیزود دوم با نام «تولد سخت» رابطه مادر و دختر در حال مرگ و پدر و فرزند به دنیا نیامده اش را؛در اپیزود «بهش بگو آف» تکلیف رابطه زناشویی زوج جوان را و همچنین در اپیزود «بمب گذاری دیسکو قاهره» تکلیف آشوب دنیایی که میان صلح و جنگی بی پایان معلق است را مشخص میکند.

در خلاصه نمایش آمده است: «باید قبل از نو شدن سال تصمیم گرفت،قبل از این که دیر شود، قبل از این که کار از کار بگذرد و قبل از اینکه همه چیز از هم بپاشد.»

نرخ خرید و فروش سکه در بازار را در اینجا مشاهده کنید.


سرویس سینمایی «ایران زانتا»- مرتضی اسماعیل دوست: حضور فیلم «هایلایت» در جمع آثار محدود سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، علامت سوالی در مقابلِ اصالت هیات انتخاب این جشنواره قرار می دهد و این ابهام بزرگ را به همراه دارد که این فیلم ضعیف و سخیف از چه مسیری به جای آثار راه نیافته، راهی به جشنواره ی فجر یافته است؟!



«هایلایت» ساخته اصغر نعیمی


رفیق فرح بخش و عضو شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران!(این عنوان نیاز به تحلیل مجزا دارد) با «هایلایت»ش بساط خنده تماشاگران را در سالن های سینمای رسانه فراهم ساخت! فیلمی در تطهیر خیانت که با پرسشی از چرایی حضور زن و مردی غریبه در داخل خودرویی تصادفی آغاز می شود و در تمام طول فیلم به دور از هرگونه حرکتِ پیش رونده درباره کشف معمای چنین سوالی به هر بیابانی سر می زند و هر دیالوگ مضحکانه ای را به زبان جاری می سازد، به دور از این که در هیچ نمایی وارد جاده اصلی داستانش شود. «اصغر نعیمی» مصداق دیالوگ محوری شخصیت اصلی فیلمش در تمام مدت فیلم نمی داند چه کار باید بکند و البته از وی که با افتخار «بی وفا»یش را همچنان سرآمد می داند، بیش از «هایلایت» نمی توان انتظار داشت! اما تاسف برانگیزترین نشان به برخی رسانه های به ظاهر ارزشی تعلق می گیرد که کمتر از تعداد انگشتان یک دست در جهان اهل هنر می شناسند و تنها برای آثار اخلاقی فرهادی رگ غیرتشان بیرون می زند و بارها مشاهده شده که در مقابل آثار مبتذلی چون «هایلایت» سکوت اختیار کرده اند! این خواب زدگی یک سوی ماجرا است و حمایت همدلانه ی دوستان منتقدِ فیلمساز در رسانه های مختلف مسیری دیگر از بهروزی ناحق سازنده «هایلایت» را شکل می دهد. در این میان نکته جالب درباره درخواست اخیر جمعی از منتقدان از رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برای احیای جایزه «زرشک زرین به بدترین فیلم جشنواره فجر» می باشد که اقدام کاملا درست و تاثیرگذاری خواهد بود و اگر به دور از هرگونه رابطه بازی صورت پذیرد، فیلم «هایلایت» ساخته عضو انجمن منتقدان لایق دریافتش می باشد!



«سوء تفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی


ژان بودریار در مقاله «وانموده ها» برای توصیف گستره ی امر واقعی پیشنهاد می دهد که یک سرقت مسلحانه تقلبی را شکل دهید و به شکلی گروگانگیری کنید تا به آزمایش وانموده ها بپردازید. از همین مثال می توان ردپای بخشی از داستان «سوء تفاهم» را پیدا کرد. یک گروگان گیری در دل رسیدن به مقصد-تهیه سرمایه برای ساخت فیلم- که در ادامه نه در پی کامیابی هدف بلکه براساس تکرار به عنوان نشانه نمایان می شود. «احمدرضا معتمدی» با انتخاب گزاره ای پیچیده چون بازنمایی و براساس بازی با واقعیت برمبنای تئوری نسبی بودن واقعیت و از دل انگاره ی سینمای پست مدرن، همان گونه که در ابتدای فیلم «سوء تفاهم» اشاره دارد، به سراغ تفکر «بودریار» می رود تا با تاکید به مساله «حاد-‌واقعیت» به توصیف نمایشیِ این مفهوم فلسفی بپردازد که دال ها بر مدلول ها غلبه کرده و جایگزین می شوند.


«سوء تفاهم» اگر چه اتفاق تازه ای در سینمای ایران و جهان به شمار نمی آید اما مواردی قابل اشاره جهت روشنابخشی در اتاق تاریک نقادیِ رسانه های داخلی- به خصوص برنامه های سینمایی تلویزیون- را لازم می دارد. فیلمی که به طور مرتب قواعد بازی را با داستانی تو در تو بر هم می ریزد و نقش چشم ناظر را با دوربین های نشسته در گوشه های مختلف قاب تماشا بازگو می نماید(دوربین-واقعیت) و پرسش هایی اساسی را بیان می دارد که چه کسی کات را صادر می کند؟ یا این که عشق در دل واقعیت چه جایگاهی دارد؟ «سوء تفاهم» به تبعیت از مواجهه ی درون و برون، دو بُعد از شخصیتی چون «رئیس»(مریلا زارعی) را نمایان می سازد که دستیار کارگردان(پژمان جمشیدی) بخش تاریکِ وجود چنین شخصیت عاشق پیشه ای است. چسباندن مفهوم ابرواقعیت به ژانرهایی چون جنایی، «سوء تفاهم» را در بسته ای سینمایی-فلسفی به مخاطب پیشنهاد می دهد و معماگون بودن داستان انتخابی «معتمدی» در راستای تفکر نشسته در کتاب «فلسفه فیلم»ش بوده که براساس نگاه «زیگفرید کراکائر»-نظریه پرداز واقع گرای فیلم-، نماهای فیلم به واسطه ابهام ذاتی همراه با تعلیق داستانی است.


تحلیل و دریافت لایه های مختلف فیلم «سوء تفاهم» اگر چه برای مخاطبان و قلم به دستانی که تنها در محدوده سینمای تجاری ایران قابلیت حرکت دارند، همراه با سوء تفاهماتی خواهد بود! و هر چند نواقصی در ساختار سینمایی فیلم «معتمدی» می توان یافت، اما نمی توان از نشانه های تفکربرانگیز فیلم «سوء تفاهم» به راحتی گذشت، برای چند نمونه می توان به کنایه های فیلم در نقد قدرت همچون سکانس مواجهه ی ۲ نیروی نظامی اشاره کرد که درجه نظامی نیروی هنرور بالاتر از درجه ی پلیس واقعی است! یا به پلان آخر و مجذوب شدن همه نیروها زیر فرمان مرد سرمایه دار-گفتن کات نهایی توسط پدرِ دختر ربوده شده- اشاره داشت یا به این نکات ظریف در فیلم توجه نمود که «عشق» همان «فرا واقعیت» است و تن دادن به واقعیت، فرجامی چون فناشدن دارد.


درباره نمایه های مختلف فلسفی که در فیلم «سوء تفاهم» جاری می شود، می توان بسیار نوشت اما در این فرصت محدود تنها تاکید بر این می کنم که وجود سینماگران متفکری چون «احمدرضا معتمدی» در میان انواع بساز بفروش ها غنیمتی است و تصمیم نهادهای خصوصی و ارگانی و نفتی و گازی! که ریسک سرمایه گذاری در فیلم هایی چون «سوء تفاهم» را می پذیرند، قابل ستایش است.



 «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی


اگر چه باید ارزش های فنی فیلمساز باسواد کشور را ستود و توفیق بهرام توکلی را در میزانسن های ترکیبی و دکوپازهای خلاقانه و ایجاد فضاسازی ها مورد توجه قرار داد، اما «تنگه ابوقریب» توانایی ارائه تصویری روشن درباره جغرافیای منطقه، موقعیت سوق الجیشی، وضعیت استقرار رزمندگان در برابر دشمن و بالعکس و نیز اهمیت استراتژیک تنگه ابوقریب و درونیات سربازان گردان عمار را ندارد و این نواقص، «تنگه ابوقریب» را علیرغم موفقیت هایی در اجرا، با ناکامی همراه می سازد. اگر چه این یادداشت برای مقایسه ساخته «توکلی» با آثار مشابه جنگی در سینمای جهان مجالی باقی نمی گذارد اما به طور کلی می توان عنوان داشت که آثار موفق جنگی تنها مختص به صحنه های تیراندازی و خمپاره و نمایش ابزاری چون تانک نمی شود و موفقیت یک فیلم تنها به تحریک احساسات تماشاگر طی نمایش کشتار و خون ریزی و سرها و دست های بریده حاصل نمی گردد و آثاری در سینمای جنگ ماندگار می شوند که با نمایش درونگاه رزمندگان، اهمیت نبرد را باورپذیر سازند و با ارائه مختصات منطقه ی جغرافیایی منجر به تصویری درست از دو سوی درگیری شوند که «تنگه ابوقریب» این چنین نیست و اگر چند خط توضیح در ابتدا و انتها به فیلم الصاق نمی شد، هیچ آگاهی درباره حکایت «ابوقریب» برای مخاطب ناآشنا رخ نمی داد. هر چند فیلمساز برخلاف بسیاری از آثار مشابه سعی داشت تا همانند شخصیت نوجوان فیلم-علی- مخاطب را به قلب واقعه ببرد و حتی برای نمایش عمق زخم های جنگ دوربین خود را خونین ساخت اما عدم پیشبرد داستان و تمرکز بیش از حد به تحریک عواطف از طریق پُررنگ سازی وجه سانتیمانتالیسم نمی تواند اثری ماندگار آن هم در زیر گونه سینمای متفاوتِ جنگ ۸ ساله بیافریند. با این همه بدترین آثار بهرام توکلی حتی از بهترین های بسیاری از فیلمسازان دیگر در جایگاهی بالاتر قرار می گیرد. همچنین نباید از نقش «حمید خضوعی ابیانه» غافل ماند که یکی دیگر از آثار هنرمندانه اش را در «تنگه ابوقریب» صورت بخشید و با انتخاب لنزهای مناسب برای دوربین و انجام نماهای تعقیبی و ایجاد اتمسفر تصویری می تواند یکی از بخت های کسب سیمرغ فیلمبرداری در جشنواره «سی و ششم فجر» باشد. از سویی باید به اهمیت حضور «سعید ملکان» در سینمای ایران اشاره داشت که تنها تهیه کننده ی هنرشناس در میان شماری از افراد ناآگاه به شمار می آید.



«اتاق تاریک» ساخته سیدروح الله حجازی


طراحی صورت یافته برای «اتاق تاریک» به گونه ای بود که اگر به شکل درستی در داخل یک پازل هوشمندانه قرار می گرفت، تبدیل به اثر قابل توجهی می شد اما تمهید به کار رفته در زیر متن فیلمنامه به دلیل عدم برخورداری از فرآیندی منسجم و فقدان مسیری خلاقانه قادر به پیشبرد هدفش نمی گردد و این مساله به دلیل فناکردن شخصیت پردازی ها در دل معمای «کودک آزاری» بوده است تا از اولین سکانس-گم شدن پسربچه- سوال مرکزی مبنی بر یافتن مجرم مقدم بر کاشت محصول نهایی فیلم مبتنی بر بیان آسیب پذیری والدین و بحران های عمیق عاطفی در خانواده باشد. در واقع «اتاق تاریک» به هوای ایجاد تعلیق پایانی گزاره ای را در ابتدا مطرح می سازد و در انتها یافته ای دیگر را نمایان می کند. از سویی تفکر خام دستانه فیلمساز در نمایش مواردی همچون تفاوت های فرهنگی که مختص به ارائه مواردی جزئی چون «شلوار کردی کاراکتر ایلامی!» شده است، اتاقی تاریک در پایین ترین طبقه تفکر می سازد.



«جشن دلتنگی» ساخته پوریا آذربایجانی


انتخاب روایتی مبتنی بر خرده پیرنگ با توجه به موضوع شبکه های اجتماعی و تجسم زندگی های به هم پیوسته در فضای مجازی به درستی صورت گرفته است، هر چند سازنده ی «جشن دلتنگی» نمی تواند از ظرفیت عمیق و پیچیده ای که «فضای مجازی در زندگی امروز» دارد به تمامی استفاده کند و ۴ داستانک «جشن دلتنگی» به روایتی در هم تنیده و موثر در یکدیگر تبدیل نمی شود. نکته دیگر درباره استفاده از صدای ناکوک و تقلیدی خواننده ای تازه کار با نام «مهراد» در تیتراژ پایانی فیلم است که حتی اگر به عنوان ادای دین فیلمساز به صدای ماندگار «فرهاد مهراد» و بازسازی ترانه «شبانه ۲» این خواننده ی گرانقدر تعبیر شود، باز هم اتفاق قابل پذیرشی نخواهد بود.



«سرو زیرآب» ساخته محمدعلی باشه آهنگر


تفاوت آثار دفاع مقدسی «باشه آهنگر» با همکارانش در تلاش برای به تصویردرآوردن حکایت های مغفول مانده و انسانی جنگ است اما این توجه ی قابل ستایش نمی تواند به پرداختی دراماتیزه تبدیل شود و از این رو با آثار آشفته ای چون «سرو زیرآب» مواجه می شویم که به شکل گسسته ای می خواهد انواع گزاره ها را در فرصت محدود سینمایی به شکل سرهم بندی شده ای روایت نماید.



 «ماهورا» به کارگردانی حمید زرگرنژاد


فیلمی سردرگم و بی هویت که در ابتدا سایه عشقی از رابطه «امین» و «ماهورا» می سازد و بعد به سراغ خلبان مجروح می رود و سری هم به طوایف می زند و در لابه لای سکانس هایی که بدون پشتوانه ی لازمِ درام بر سر مخاطب آوار می شوند، فیلمساز گوشه چشمی به «هور» هم دارد و در نهایت در پی یافتن «صندلی اطلاعاتی» است به دور از این که هیچ نقطه مرکزی برای این همه آشفتگیِ فیلمنامه بتوان یافت.



«مصادره» ساخته مهران احمدی


تاکید برخی از منتقدان به «فیلم اولی بودن فیلمساز» که در آن نوعی حمایت ترحم برانگیز یافت می شود، از آن مواجهات تعجب برانگیز بوده و مختص به رسانه های ایرانی است و به گونه ای مورد استفاده قرار می گیرد که گویی باید فیلم پانزدهم یک فیلمساز ایرانی را دیگر شاهکار سینمای جهان دانست! «مصادره» به همان اندازه ای است که از آثار کمدی سال های اخیر سینمای ایران سراغ داریم؛ همان اندازه خام و سطح پایین که به جای کاشت موقعیت های کمیک و هدایت رخدادها در سیری دراماتیک و همراه با پشتوانه خلاقانه ای از تصادفاتِ باورپذیر می خواهد از هر وسیله ای، ریسمانی برای بالارفتن در گیشه ی توجه بیابد. از این رو وجود «عطاران» با قابلیت های فردی اش در بازی طنازانه-حتی با وجود تکرار نقش های پیشین-، تکیه بر انواع موسیقی های کوچه بازاری تا لاتین و بهره مندی از لوکیشن متفاوت خارج از کشور و البته بردن قصه به دوران خاص دهه ۶۰، انواع مشکلات «مصادره» را در فیلمنامه و شخصیت پردازی های رها شده- همانند کاراکتر «کلمنته» که یادآور نام مربی گرانقدر اسپانیایی است!- و کارگردانی گاها آماتوری و بازی های بد و تکراری بازیگران- به خصوص هومن سیدی و بابک حمیدیان- به شکل فریبنده ای پنهان سازی می کند. در این میان تیم تهیه کننده می داند که چگونه سیاستی دوطرفه را برای دوری از تیغ ممیزی و نیز جلب رضایت طیف های مختلف سیاسی با ارائه کنایه هایی دوطرفه سامان ببخشد!



«دارکوب» به کارگردانی بهروز شعیبی


از همان نام فیلم می توان دغدغه «شعیبی» را برای خلق فیلمی هشداردهنده درباره لایه های آسیب پذیر جامعه یافت که همین دردمندی همانند برخی سکانس های «دارکوب» اگر به شکل درستی تحت فرمان هدایتگر نویسنده و کارگردان قرار نگیرد، نتیجه ای معکوس به بار خواهد آورد. «دارکوب»، داستان کلیشه ای افرادی معتاد و دورمانده از اجتماع را بازنمایی می کند اما هنر «شعیبی» در اجرایی ساده اما هوشمندانه باعث می شود تا فیلم از پیله ی تکرارِ آثار مشابه بیرون آمده و به تنهایی قابلیت نفس کشیدن داشته باشد، هر چند ابهاماتی همچون سکانس برفی و فرار «مهسا» یا سقط جنین دوستش باقی است. با این همه بخش مهمی از موفقیت نسبی «دارکوب» را باید به پای عوامل فنی موثرش؛ از فیلمبرداری تا بازیگری دانست، به خصوص حضور «سارا بهرامی» با نمایشی از یک بازی چند وجهی که با توجه به گریم و ژست ترسناکش در اولین مواجهه، شمایلی از «شارلیز ترون» در فیلم «هیولا» را تداعی می سازد اما در زیر سایه رسوایی اش می توان معصومیتی غمناک را پیدا کرد و این بازی در جشنواره ای که حتی یک انتخاب برای نقش های اصلی و مکمل مرد و زن بسیار دشوار می نماید، «سارا بهرامی» را لایق دریافت سیمرغ بازیگری می کند.

 اسفندیار چهاربند درباره آزمون استخدامی این وزارتخانه در سال ۹۷، عنوان کرد: بهمن ماه مجوز ۱۵ هزار استخدام مشروط به تامین اعتبار آن توسط سازمان برنامه و بودجه صادر شد و این سازمان موافقت خود را به سازمان امور اداری و استخدامی اعلام کرد مشروط به آنکه در مهر ۹۸ به کار گرفته شوند به دلیل اینکه این نامه با درخواست ما مغایرت داشت و اصرار ما بر مهر ۹۷ بود پس از مکاتبات بسیار چهارشنبه گذشته نشست مشترکی را داشتیم و توافق شد دفترچه منتشر و آزمون برگزار شود اگر از محل منابع سال ۹۷ می‌تواند تامین کند آنها را به کار بگیرد در غیراین صورت شروع به کار آنها از مهر ۹۸ خواهد بود و در این رابطه هنوز در حال رایزنی هستیم.

وی ادامه دارد: این دفترچه در اختیار سازمان سنجش است و حدود ۶۰ هزار کدشغل مختلف داریم و پیش بینی می‌کنیم اگر سازمان سنجش بتواند در روزهای آینده بارگزاری را انجام دهد در هفته آینده دفترچه منتشر شود.

 


ایران زانتا: رییس کانون پخش کنندگان سینمای ایران عنوان کرد که امکان نمایش فوتبال در سینماها را دنبال می کنیم.


به گزارش مهر، علی سرتیپی؛ رییس کانون پخش کنندگان سینمای ایران در این خصوص گفت: امیدواریم برای پردیس های سینمایی که بیش از ۶ سالن سینما دارند، شرایطی را فراهم کنیم تا بازی های حساس فوتبال به خصوص بازی های ایران به صورت محدود نمایش داده شود. برای اجرای این طرح به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهادات لازم ارایه شده است تا ببینیم چه تصمیمی در این زمینه گرفته می شود.


سرتیپی در پایان گفت: همچنین امیدواریم اکران های ماه مبارک رمضان نیز در سال جاری به صورت گسترده تر انجام شود و در شهرستان ها نیز این طرح اجرا شود.


لازم به ذکر است در تجربه های پیشینِ نمایش بازی های فوتبال در سینماها استقبال قابل توجهی از سوی مخاطبان صورت گرفته بود.

رئیس فدراسیون فوتبال، با ارسال پیامی قهرمانی تیم پرسپولیس در لیگ برتر فصل ۹۷-۹۶ را تبریک گفت.

به گزارش فرتاک ورزشی،

و به نقل از سایت رسمی فدراسیون فوتبال، مهدی تاج پس از قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر، در پیامی قهرمانی سرخپوشان را تبریک گفت.

در این پیام آمده است:

«در پایان یک لیگ جذاب، دیدنی و خاطره انگیز در سال منتهی به جام جهانی ۲۰۱۸، تیم فوتبال پرسپولیس موفق شد قهرمانی لیگ برتر را جشن بگیرد. اینجانب بر خود وظیفه می‌دانم این قهرمانی را به هواداران پرشور،کادر فنی و مدیریتی شایسته و بازیکنان لایق پرسپولیس تبریک بگویم.

امیدوارم روند موفقیت آمیز نمایندگان میهن مان در لیگ قهرمانان آسیا در فصل جاری و فصل‌های آتی ادامه داشته باشد».

محمدرضا ساکت، دبیر کل فدراسیون فوتبال با ارسال پیامی قهرمانی سرخپوشان در لیگ برتر را تبریگ گفت. در پیام وی آمده است: «لیگ برتر هفدهم به ایستگاه پایانی رسید و انبوهی از خاطرات در حافظه جامعه فوتبال کشور به ثبت رسید.

تقارن بهار طبیعت با بهار فوتبال ایران زمین را که به تمامی میدانی برای رقابت سالم و شرافتمندانه بزرگان در مستطیل سبز بود، به فال نیک می‌گیریم و امید داریم شور و حال خوب روزهایی چون آدینه تا روسیه و آوردگاه بزرگ جهانی همراه و همگام فوتبال ما باشد.

جا دارد از این فرصت استفاده کنم و قهرمانی تیم پرسپولیس را به کلیه هواداران، گروه مدیریتی، کادرفنی، پزشکی و  کارمندان باشگاه تبریک بگویم و برای این تیم در فصل جاری و آینده لیگ قهرمانان آسیا، آرزوی موفقیت دارم.

هر چند به دلیل کسالت پدر و سفر به اصفهان فرصت حضور در مراسم روز گذشته  را پیدا نکردم، اما اجتماع پرشور دیروز در ورزشگاه پرخاطره پایتخت هرگز از یادها و خاطرات نخواهد رفت.

پاینده باد فوتبال ایران، پاینده باد ایران و ایرانی…».

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک ورزشی کلیک کنید.


ایران زانتا: پنج‌ شنبه آینده مشخص خواهد شد که آیا امسال کسی به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۸ معرفی خواهد شد یا آکادمی سوئد سال‌ ۲۰۱۹ دو برنده معرفی خواهد کرد.


به گزارش مهر و به نقل از گاردین، آکادمی سوئد که وظیفه انتخاب برنده جایزه نوبل ادبی را بر عهده دارد، پس از مطرح شدن مجموعه‌ای از اتهام‌ های آزار جنسی، در حال بحث در مورد احتمال لغو این جایزه در سال ۲۰۱۸ است و انتظار می‌رود تصمیم خود در این مورد را سوم ماه مه (۱۳ اردیبهشت) اعلام کند.


پر واستبرگ، رییس پنل چهار نفره‌ای که جایزه را اهدا می‌کند، بعد از ملاقات هفتگی این پنل در روز ۲۶ آوریل (پنج‌شنبه) گفت: «بعد از ملاقات آینده ما در پنج‌شنبه آینده، احتمالا بیانیه‌ای در مورد این صادر می‌کنیم که امسال جایزه اهدا خواهد شد یا قرار است‌ آن را برای سال‌ آینده نگه داریم که اگر این طور شود دو جایزه نوبل ادبیات در اکتبر ۲۰۱۹ اهدا خواهد شد».


بنیاد نوبل از ماه نوامبر تا به حال درگیر یک مساله رسوایی جنسی بوده چون ژان-کلود آرنو عکاس فرانسوی که همسر کاتارینا فراستنسون یکی از اعضای آکادمی است، از سوی ۱۸ زن به حمله یا آزار جنسی متهم شده است. این بحران در ماه جاری وقتی عمیق‌تر شد که سه عضو آکادمی از پست خود کناره‌گیری کردند چون حتی با وجود اینکه گزارشی مبنی بر این منتشر شده بود که آرنو نام ۷ برنده پیشین نوبل ادبیات را از قبل از اعلام رسمی نشت داده بوده، آکادمی رای بر اخراج نکردن فراستنسون داد.


پس از این اتفاق، سارا دانیوس دبیر مادام‌العمر آکادمی یک هفته بعد استعفا داد و به این ترتیب فراستنسون هم مجبور به استعفا شد.


افتخاری مربیان استقلال را ممنوع المصاحبه کرد




مربیان تیم فوتبال استقلال با تصمیم مدیرعامل این باشگاه ممنوع المصاحبه شده‌اند.



تمامی حقوق مطالب برای ایران زانتا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.