محمد قراگزلو/ پرسپولیس در آبادان تیم بهتری بود. بهتر از خودش و اصلش که نه اما شاید بهتر از هفته پیش و بازی خانگی مقابل نفت مسجدسلیمان. پرسپولیس برانکو در آبادان را نه با آن تیم کوبنده لیگ شانزدهم نه با تیم باثبات فصل قبل مقایسه نمی‌کنیم. این مجموعه را با خودش و نداشته‌هایش می‌سنجیم و با علم به اینکه چقدر این نداشته‌ها می‌تواند تا پایان نیم‌فصل آسیب‌زننده و دردسرساز باشد.

کاستی‌ها را می‌بینیم و به مشکلات واقفیم. دست خالی برانکو مثل روز روشن آشکار و بر همه مسلم شده اما باز انتظار از قهرمان دو فصل اخیر ایران کم نیست. انتظاری که بخشی از آن می‌تواند بجا و معقول باشد. به هر حال در زمانه‌ای که هر تیم با ریزش بازیکن، تغییر مهره‌ها و کادر فنی دچار تحول می‌شود پرسپولیس ناخواسته با ثباتی تقریبا صددرصدی وارد فصل تازه شده و این خصیصه همانقدر که می‌تواند مشکل‌ساز و چالش‌برانگیز باشد تا جایی عامل موفقیت خواهد بود.

وقتی استقلال، تراکتورسازی یا سپاهان زمان لازم دارند تا با بازیکنان جدیدشان روی دور بیفتند پرسپولیس به این دوره آماده‌سازی پنج شش هفته‌ای نیازی ندارد و از همان ابتدا تکلیف خودش و تیمش را می‌داند.

این بدان معناست که اگر تیم برانکو با همان نفرات اصلی در مسابقه‌ای موفق شود همه چیز خوب پیش خواهد رفت اما چنانچه به بن‌بست بخورد نیروی تعیین‌کننده‌ای روی نیمکت نیست که به کمکش بیاید و جریان بازی و نتیجه را تغییر دهد.

وقتی برانکو از فلسفه خودش عقب افتاد

در چنین شرایطی اما پرسپولیس در آبادان با همان نیروها موفق به تغییر جریان بازی و نتیجه شد. تیم برانکو از شروع نیمه دوم تیم دیگری بود. منظم بازی می‌کرد، عصبی نمی‌شد و هول نبود. خوب پاس می‌داد، نقشه درستی برای نزدیک شدن به دروازه حریف داشت و با اینکه اتوبوسی پیش‌روی خود می‌دید، کنترل اعصاب و روانش را از دست نداده بود.

پرسپولیس در تمام لحظات نیمه دوم و قبل از رسیدن به گل ریتم خوبی داشت و با وجود وقفه‌های حریف برای شکستن آن ریتم، از آن نمایش انتظار رسیدن به گل معقول و طبیعی به نظر می‌رسید. مطابق انتظار پرسپولیس به گل رسید اما عجیب اینکه آن ریتم منطقی استمرار و تداوم نداشت.

البته که تیم برانکو همچنان بهتر از حریفش بازی می‌کرد و برای دستیابی به گل برتری حتی شانس خوبی هم داشت اما هر چه می‌گذشت، به نظر می‌رسید تفکر نباختن در خانه حریف و پیش از یک بازی مهم آسیایی از ذهن و جان برانکو ناخوداگاه به ساق بازیکنان هم رخنه کرده و برد، هدف نهایی پرسپولیس نیست.

یادمان نخواهد رفت پرسپولیس برانکو در هر دو فصلی که قهرمان شد بسیاری از پیروزی‌هایش را در دقایق پایانی جشن گرفت اما تیم ایوانکوویچ در آبادان اهل این کارهای بزرگ نبود. پرسپولیس آن شب با همان تیم اصلی و مهره‌های ثابت شکست را به مساوی تغییر داد اما برای رسیدن به برد می‌توانست از همان نیروهای اندک روی نیمکتش بهره بگیرد که نگرفت.

برانکو در چهار بازی ابتدایی و زمانی که تیمش حریصانه دنبال برد می‌گشت هر آنچه به ذهنش می‌رسید را به کار گرفت تا برنده از زمین بیرون بیاید و حتی کار به جایی رسید که با ساختارشکنی‌های شخصی‌اش، منشا را از شروع نیمه دوم به زمین برد و از شایان مصلح به نوک حمله فرستاد اما این بار و در آبادان انگار نیازی به این همه تلاش نمی‌دید.

او که همواره فلسفه بردن را پیش چشم‌مان قرار می‌داد و می‌گفت در هر شرایطی دنبال برد می‌گردد، صراحتا در کنفرانس بعد از بازی اعتراف کرد نباختن در این شرایط خیلی هم خوب است.

نمی دانیم این شرایط ویژه امروز پرسپولیس است که باعث شده برانکو از فلسفه خودش عقب‌نشینی کند یا موقعیت زمانی این مسابقه دلیلی بر آن بود تا پروفسور مثل همیشه دنبال نتیجه ایده‌آل نباشد اما شاید علت محبوبیت برانکو بین پرسپولیسی‌ها ایستادن روی مداری است که با فلسفه ذاتی پرسپولیس یعنی حمله و پیروزی مغایرت نداشته و مزه این انطباق بیشتر از هر چیزی زیر زبان دوستداران این تیم خوش آمده.

نکته‌ای که حتما برانکو بدان اذعان دارد و احتمالا بعد از دو بازی رفت و برگشت مقابل الدحیل به مسیر قبلی باز خواهد گشت تا هم از محبوبیتش نکاهد هم بیش از این از صدر جدول فاصله نگیرد.

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای ایران زانتا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.